برد، در راونا راهبه بود؛ او پيش از سال 1370 درگذشت. پييترو و ياكوپو در دومين حكم تبعيد دانته (1315) با هم (به صورت پسران) ذكر شدهاند و در اسناد سالهاي 1332 و 1342 جداگانه از آنها نام برده شده است. پسران هم در شمار تبعيديان بودند. در سال 1325 به آنان اجازه داده شد در مقابل پرداخت بخشي از داراييشان به فلورانس بازگردند. ياكوپو اندكي بعد دوباره تبعيد شد؛ او كشيش شد و در سالهاي 1341 ـ 1342 در ورونا عضو شوراي كليسا بود؛ او پيش از سال 1349 درگذشت.
مدتي پس از سال 1326 شرحي بر دوزخ نوشت. البته در اين كار او پيشقدم نبود، بلكه دو تن پيش از او به اين كار دست زده بودند: سِر گراتسيولو (1324) و گويدو داپيزا (1325 ـ 1326). اين سه شرح اولين از دوزخ فراتر نرفتند، ولي ياكوپو شرح برزخ را هم در نظر داشت.
هدف از شرح بر منظومهٴ دوزخ نه بحث دستوري بود و نه تاريخي، بلكه بيشتر توضيح جنبههاي تمثيلي آن را در نظر داشت، تفكري اخلاقي درباب سقوط بشريت را.
ياكوپو (يا برادر بزرگترش پييترو) موٴلف منظومهاي درباب پيشگويي عقد صلح ميان پاپ يوحناي بيست و دوم و لودويگ باواريايي بود. او به احتمال زياد موٴلف منظومهاي تعليمي بهنام
آموزههاست كه نوعي دايرةالمعارف عاميانهٴ منظوم است و احتمالاً پساز مرگ پدرش (1321) آن را تأليف كرده است. اين منظومه در 60 فصل است، هر فصل شامل 10 بند 6 خطي، يعني جمعاً 3600 بيت، يك ترتيب شصتگانهٴ عجيب.
مهمترين منابع او فرغاني (احتمالاً از طريق دانته) و ساكروبوسكو است. ياكوپو احتمالاً با كتاب
گنجينههاي برونِتو لاتيني، همچنين با نارسيدههاي چيچو داسكولي آشنايي داشته است و مسلماً آثار پدرش را هم خيلي خوب ميشناخته. نويسندگاني كه از آنها در
آموزهها ياد شده عبارتند از هرمس، بقراط، ارسطو، اقليدس، بطليموس، جالينوس، اوروسيوس، ماشاءالله، ابومعشر، فرغاني، كندي، سهل بن بِشْـر، ابن سينا و چند تن ديگر كه نتوانستم آنها را بشناسم.
فصلهاي 1 تا 5 مربوط به نجوم است. شكل كروي زمين و نسبت آب و خشكي، فصلهاي6 تا 9 راجع به اقاليم مختلف است. فصلهاي 10 تا 11 دربارهٴ چهار عصر، فصلهاي 12 ـ 15 دربارهٴ شناخت ستارگان، فصلهاي 16 ـ 18 دربارهٴ هشت فلك. فصل 19 دربارهٴ اخترگويي، فصلهاي 20 ـ 21 دربارهٴ علايم بروج، فصلهاي 22 ـ 26 دربارهٴ سيارات، فصلهاي 27 ـ 32 دربارهٴ هواشناسي (29 تندر، 30 زمين لرزه، 31 بادها، 32 شهابها، و ستارگان دنباله دار)، فصل33 دربارهٴ كهكشان راه شيري، فصل 34 دربارهٴ علت پيدايش شب، فصل 35 دربارهٴ رنگ ستارگان، فصل 36 دربارهٴ كسوف و خسوف، فصل 37 دربارهٴ اخترگويي و حكمت طبيعي.
اين 37 فصل گزارشي عامهفهم از حكمت طبيعي است؛ بقيهٴ فصلها به فلسفهٴ اخلاق و الاهيات اختصاص دارد، بدين شرح: 38 ايمان، 39 اميد، 40 احسان، 41 مآلانديشي، 42 عدل،